آیا حملات پاریس یک عملیات پرچم دروغین بود؟

لطفا متن را به دقت بخوانید، ویدئو‌ها را ببینید و به منابع ذکر شده متعدد که با هایپر لینک مشخص کردیم مراجعه نمایید.

Paris Attacks: Another False Flag? Sifting through the Evidence

هم میهنان بسیار ضروری است که ما جهت بررسی‌ یک بحران، از زوایای مختلف به یک واقع نگاه کنیم. اطلاعات از منابع مختلف را با دقت بررسی‌ کنیم، تا بتوانیم به حقیقت نزدیکتر شویم. جمعه گذشته در چنین لحظاتی، خبری تمام رسانه‌ها را در نوردید و مردم دنیا را شوک زده و اندوهگین نمود. بسیاری جهت همبستگی‌ با مردم فرانسه عکس‌های پروفایل فیسبوک خود را جهت همبستگی‌ با مردم فرانسه به رنگ پرچم آن‌ کشور در آوردند. تحلیل‌های بسیار متنوع توسط رسانه‌‌های کشور‌های مختلف منتشر شد که منجر به بحث و جدال‌های فراوان در فضای مجازی و در محافل خصوصی شد.

ما نیز در سایت سپیده دم همان اخبار رسانه‌‌های بین المللی را منعکس کردیم. در این فاصله مطالبی هم که در آن‌ ارتباط داعش باجمهوری اسلامی و روسیه بررسی‌ شده بود منتشر کردیم. (لطفا به این لینک مراجعه نمایید)

مسلمانان در فیسبوک با انتشار مطلبی، اسرائیل را پشتیبان داعش معرفی‌ کردند، که میتوانید با مراجعه به این لینک و خواندن کامنت‌ها اطلاعاتی‌ در این رابطه کسب کنید.

شان پن هنرپیشه و بازیگر چپ گرای آمریکایی که به عنوان خبرنگار به ایران سفر کرده و با هاشمی‌ رفسنجانی‌ و حسن خمینی هم دیدار هایی داشته، دیک چینی را به پشتیبانی‌ از داعش متهم کرده است.

روزنامه نگار دیگری به نام بن سوان نیز تحقیقی بسیار جامعه در ارتباط با ریشه داعش و دیگر گروه‌های بنیادگری اسلامی که توسط آمریکا پشتیبانی‌ شدند، منتشر کرده است. ( جهت دیدن این مستند میتوانید به این لینک مراجعه کنید )

اما زاویه دیگری از ماجرا هم وجود دارد که تا کنون در هیچ رسانه‌ فارسی زبانی بررسی‌ نشده: آیا انفجار و تیر اندازی ها یک صحنه آرایی و نمایش بود که توسط گروهی بازیگر فرانسوی اجرا شده است؟

چرا این اتفاق دقیقا در روز جمعه ۱۳ نوامبر افتاد؟ در روز جمعه،۱۳ اكتبر ۱۳۰۷ ميلادی تعدادی از اعضای فرقه ای از صليبيون نظامی قرون وسطی توسط فرمانداران فيليب چهارم، شاه فرانسه دستگير و محكوم شدند. آیا وقوع شرایط بحرانی پس از ۷۰۸ سال سال بعد دقیقا در یک جمعه ۱۳ نوامبر و در همان شهر پاریس اتفاقی‌ است؟

چرا گزینه گزینه "safty check" و تغییر پرچم که هیچوقت تا کنون در فیسبوک دیده نشده بود، بلافاصله پس از آغاز ماجرا در پاریس ناگهان فعال شد؟ آیا فیسبوک خود را از قبل برای این بحران آماده کرده بود؟ پاسخ به نقل از سایت توانا: فیس‌بوک این امکان را از سال ۲۰۱۴ و برای استفاده مردم در بلایای طبیعی مثل زلزله‌ها فعال کرده بود اما حالا گزینه مورد نظر در حملات تروریستی پاریس مورد استفاده قرار گرفته است.

سوال: چرا فیسبوک این گزینه ها را زمان حمله بشار اسد به مردم سوریه در سال جاری و هجوم گسترده پناهجویان به اروپا فعال نکرد؟؟

چرا در بار فقط چند صندلی واژگون شده بود؟ چرا افرادی که به عنوان قربانی در صحنه حاضر بودند، با خونسردی در حال قدم زدن دیده شدند؟ چرا دختری که به عنوان قربانی تصویرش منتشر شد، در چند وقایع تروریستی حضور داشت؟ ( این افراد توسط روزنامه نگاران مستقل، هنرپیشه‌های زمان بحران نام گرفته اند چیزی شبیه محمد نوریزاد در ایران )

روزنامه نگاران و رسانه‌‌های مستقل در آلمان، آمریکا، کانادا ( Paris Attacks: Another False Flag? Sifting through the Evidence )، ... این موضوع را بررسی‌ کردند. ما این اطلاعات را جمع آوری کردیم، گزیده‌ای را هم به صورت خلاصه تر در ویدئو زیر میتوانید ببینید:

و جهت بررسی‌ دقیق تر میتوانید به انتهای این مطلب جهت دیدن ویدئو‌ها مراجعه نمایید.

آیا حملات پاریس یک پرچم دروغین بود؟

عملیات پرچم دروغین ( به انگلیسی: False flag operations) به عملیاتهایی گفته می شود که توسط نهادهای نظامی، شبه نظامی، اطلاعاتی یا سیاسی به گونه ای انجام می شود که این تصور به وجود آید که گروه ها یا کشورهای دیگری این عملیاتها را انجام داده اند. برای مثال استفاده نیروهای یک طرف درگیر در جنگ از پرچم و لباس نظامی طرف مقابل برای حمله و قتل عام ساکنین یک روستا و سپس متهم کردن آن طرف به انجام این کشتار نمونه ای از عملیات پرچم دروغین محسوب می شود. هدف از انجام عملیات پرچم دروغین مخفی نگه داشتن هویت مرتکبین اصلی و یا بدنام کردن طرف مقابل و ایجاد بهانه ای برای حمله به او است.

البته در میان فعالین سیاسی ایرانی‌ هم هستند کسانی‌ مانند ایرج مصداقی که میگویند به رسانه‌‌های بین المللی اعتماد کامل دارد، و تنها وابستگان به عربستان در این تشکیک کرده اند!

اما با وجود شواهد مختلف که بسیار سوال بر انگیز هستند، میتواند چشم بسته به رسانه‌‌های بین المللی اعتماد نمود؟ مگر همان رسانه‌‌های بین المللی از روح الله خمینی، سید محمد خاتمی، حسن روحانی، ... حمایت نکردند؟

برای آشنایی بیشتر با حمایت‌های مقامات فرانسوی از روح الله خمینی ، لطفا به سخنان هوشنگ نهاوندی رئیس پیشین دانشگاه تهران در دوران شاه و وزیر علوم کابینه شریف امامی گوش فرادهید و به دیگر شواهد موجود در این ویدئو مراجعه نمایید.

اگر واقعا فرانسوی‌ها قصد دارند با بنیاد گرایی اسلامی مقابله کنند، چرا به خاطر حمایت همه جانبه خود از روح الله خمینی از مردم ایران و جهان عذر خواهی‌ نمیکنند؟

در صورت نمایشی بودن این حملات در پاریس، آیا اعتماد مردم نسبت به حکومت فرانسه و دیگر کشور‌ها خدشه دار نخواهد شد؟ چه کسانی‌ از این نمایش‌ها سود خواهند برد؟ انگیزه‌های آنها چیست؟ سوالاتی که ذهن هر انسان آزاده‌ای را به خود مشغول می‌کند بی‌ شمار هستند. یکی‌ از هم میهنان به نام "دیاآکو کیانی" انگیزه‌های احتمالی‌ را بررسی‌ کرده و در اختیار ما قرار داده است. توجه شما را با این توضیح که " دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر سپیده دم نیست" جلب می‌کنیم:

شرایط جدید جهانی

آنچه ما ایرانیان باید در پیوند با رویدادهای اخیر و بازیها و شرایط جدید جهانی بدانیم.

بخش یکم ١- مهمترین نکته این است که باید بدانیم هدف از گردآوری داعشیان در اروپا و پراکنده ساختن آنها در کشورهای اروپایی به بهانه نوع دوستی و مهمان نوازی و انسانیت بدست بازیسازان جهانی چه بوده؟

٢- ایجاد ناآرامی، جنگهای خیابانی، ترور، وحشت، فراس افکنی در اروپا به منظور ایجاد جو امینتی و پلیسی و تسلط بر اوضاع، تسلط بر جامعه، سرکوب هر نوع اعتراض و نارضایتی از سوی مردمان، گرفتن مجوز سانسور، خفقان، بریدن سدای مخالفان، و کنترل بر همه رسانه ها و ایجاد نگرانی، ترس ، وحشت از خطراتِ احتمالی در دل مردم اروپا اهدافی بوده است که با سازمان دادن داعش و گروه ها و هسته های اسلامی از سالهای گذشته با حمایت کشورهای اروپایی برای کلید زدن این طرح در چنین زمانی دنبال میشده.

۳- ولی همه اینها تنها در وقع هدف نیستند که "وسیله هایی" برای اهداف بزرگتر هستند و در نظر داشتن این موضوع برای داشتن تحلیل دقیق و درست از مسائل رویدادهای این زمان الزامیست. هدف بزرگی که در پی آن به ناآرامی و جنگهای خیابانی و در کل سرگرم ساختن مردم اروپا و آمریکا نیاز بوده است، در واقع شروع جنگ سوم جهانی با هدف تکه پاره کردن ایران و به اجرا گذاردن طرح خاورمیانه جدید و چیرگی اربابان جهانی به کل دنیا میباشد. هنگامیکه که مردم اروپا و آمریکا سرگرم جنگ و نزاع، ترس، هراس، کینه و نفرت از گروه های اسلامی باشند چندین راه برای اربابان جهانی در به خاک و خون کشیدن خاورمیانه و تسلط کامل بر آن (در سکوت مطلق رسانه ای و بدون هیچگونه اعتراضی از مردمان کشورهای اروپایی و آمریکایی)، که به معنای تسلط کامل بر همه دنیاست باز میشود.

۴- نخست با به اجرا درآوردن سناریوهای ترور و وحشت، و هماهنگیهایی که در همه این بازیهای از پیش نوشته شده، منجر به پیدا شدن پاسپورتهای تروریستهای دست پرورده ی خودشان میشود، در دل مردم اروپا ایجاد نفرت و کینه نسبت مردمان خاورمیانه (و بر افروختن حس انتقام جویی در آنها) به عنوان مردمانی وحشی و شایسته نابودی و به خاک و خون کشیده شدن میکنند و اینکار جوازی برای حمله به کشورهای خاورمیانه با پشتیبانیهای مردمی و کشتار و نابودی زیرساختهای آن کشورها و در نهایت تجزیه کشورهای بزرگ به کشورهای کوچک و کارگذاری رهبران نوکر و خودفروخته و در واقع بلعیدن خاورمیانه و نابودی تمدن و شهریگری و همه نشانه های آن در آن مناطق(یعنی نابود آثار باستانی و نشانه های شهریگریهای کهن ) و در پی آن تصاحب و تحریف تاریخ و فرهنگ و پیشینه ی گاهوار تمدن بشری و در مراحل بعد تسلط بر منابع بیکران آن کشورها، بدست خواهند آورد. ۵- درست همان رویدادهایی که با سناریوی ١١ سپتامبر ٢٠٠١ به اجرا درآورده شده و پیش زمینه این نقشه با تسلط بر عراق و افغانستان و بلعیدن آن، و ایجاد پایگاه های مخفی برای گردآوردن و آموزش دادن تروریسهای داعشی و ... به اجرا گذاشته شد، با همان سناریوهای مسخره و ننگین وارد فاز دوم خود، که هدف اصلی و نهایی اهرمنان باشد(تجزیه ایران)، میشوند. آنچه که در اینجا اهمیت دارد این است که ما اهداف اصلی را در پی وقایع جزئی تر پیگیری کنیم تا به کل طرح برسیم و در جزئیات سرگردان و حیران و پریشان نمانیم. با کلید زدن ناآرامیهای ظاهری و طراحی شده در اروپا و آمریکا زنگ خطری برای جنگی بزرگ در خاورمیان به سدا در آمده است. میبنیم که بر اساس همین رویداد فرانسه که صرفا یک بمب خبری برای جلب توجه جهانی بود و کشته و زخمی و بمب و تیر اندازی واقعی در کار نبود، اخطارهای مقامات فرانسوی در اعلام جنگ با داعشیان در خاورمیانه نمایان شد. این بازی تا آنجایی ادامه پیدا میکند که مردم اروپا و آمریکا را با این بمبهای خبری و هراساندن آنها در شروع جنگ در خارمیانه همداستان بسازند تا با گرفتن مجوز تجاوز به خارمیانه از مردم خودشان به سادگی بتوانند آنجا را به خاک و خون بکشند و اهداف خود را عملی کنند. ۶- از واکنشهای گوناگون ایرانیان در برابر واقعه پاریس خطرناک ترین آنها گروهی هستند که با خاک پاشیهای خبری و رسانه ای ١٠ ساله ی گذشته رسانه های مافیای جهانی همصدا شده اند و رژیم ایران را "سر مار" یا "لانه اهریمن" معرفی میکنند و میگویند برای نابودی تروریسم جهانی باید "سر مار در تهران" زده شود. یعنی مافیای رسانه ای جهان در ده سال گذشته و بویژ] با تاکید بر موضوع و جنجال خیالی و نمایشی هسته ای رژیم آخوندی، روند حوادث و جبهه بندیها را بگونه ای ترتیب داده اند که گروه های بزرگی از ایرانیانی که مخالف رژیم اسلامی هستند و از جنایات ۳۷ ساله آنها در ایران به ستوه آمده اند، خود با دست خود رای بر حمله لاشخوران جهانی به ایران و تهاجم و تجاوز و کشتار و ویرانی و تکه پاره شده میهن خود بدست دشنمان راستین میهن که پدید آورندگان و حامیان اصلی آخوندهای ایران ستیز باشند بدهند، با این توجیه که رژیم اسلامی دارد ایرانیان را قتل عام میکند و باید جلوی اینکار گرفته شود! ولی این کسانی چنین جبهه گیری میکنند، بیگمان نمیدانند که جمهوری اسلامی چیزی نیست بجز نوکری خرده پا که با دسیسه های مافیای جهانی و سرنگونی شاهنشاه آریامهر بزرگ بر ایران چیره گشت تا نقشه های اربابان را آنگونه به اجرا درآورد که امروز گروه های بزرگی از مردم که مثلا مبارزان سیاسی و فعالان مدنی و روشن فکران و کنش گران ِ چه و چه ... هستند، با دست خود رای بر ویرانی و تباهی ایران بدهند و از لاشخوران جهانی برای تجاوز به میهن خود درخواست همیاری و گاهی التماس کنند. اینها بیگمان نمیدانند که اگر تجاوز لاشخوران جهانی با تکیه بر سناریوی ١١ سپتامبر نبود، امروز داعشی نیز وجود نداشت و باز نمیدانند که اگر این مافیای جهانی کمترین دلسوزی برای مردمان ایران داشتند با همه توش و توان و سالها دسیسه و دروغ پراکنی و اتحاد شوم جهانی شاهنشاه آریامهر بزرگ را سرگون نمیکردند کشور ما را بدست داعشیانی که در دامان ننگین خود پرورانده بودند نمیسپردند. یعنی اگر عراق و افغانستان با چنین توطئه ننگینی مورد تجاوز قرار نمیگرفتد و سقوط نمیکردند، دولتهای دست نشانده و مزدور اربابان نیز در آنجا پا نمیگرفتند که محیط مناسب را برای رشد و پرورش ویروسهای آدمخوار اسلامی فراهم کنند و امروز طالبانِ آدمخوار به جایگاه قانونی کشوداری بدست همین اربابان اروپایی به رسمیت شناخته نمیشد و همچنین محلی برای رشد و پرورش داعش در عراق و سوریه و آدمخوارانی که اربابان نام پاک خراسان را مخصوصا و عمدأ برای تجزیه خراسان از ایران بر آنها نهادند در افغانستان و پاکستان... پیدا نمیگشت. ۷- واکنش گروهی دیگر از ایرانیان این بود که "حقشان است، اینها که برای ما خمینی را که بزرگترین آدمخوار تاریخ ایران بود پرورش دادند و از ترور و جنایات رژیم آخوندی اسلامی در ایران حمایت کردند حالا باید مزه این آشی که خود پخته اند را بچشند تا بدانند که ما چه کشیدیم!" بیگمان این واکنش نیز از برآیندهای نادرست و نیتجه گیریهای غلط و سطحی نگری و حس انتقام جویی و ...برمیخیرد، چراکه که نخست اینها گمان میکنند رویدادهای مانند آمچه در پاریس مثلا رخ داد بگونه ای طبیعی بدست مسلمانان در اروپا انجام شده و خواهد شد و واقعا حسارت و کشته و زیانی به فرانسه رسانده است که حالا ایمها نشتسه اند و احساس میکنند با چنین رویدادهایی دلشان اندکی خنک شده و شاید مثلا پیش خود گمان میکنند که حتما خدا دارد تفاص جنایتهایی در حق ما کردند را از آنها میگیرد، ولی بر اساس داده های بالا و مدارکی در لبنکهای زیر میاید روشن است که همه این نمایشها با طرح و همکاری و برنامه ریزی خود کشورهای اروپایی و برای اهدافی که گفته شد سازمان یافته و میابد و کشتار و خسارت و زخمی و ... درکار نبود است و در کل ضربه ای زده نشده است که یک فیلم و سناریوی بسیار مسخره به نمایش گذاشته شده است و سودی که ساختن بمبهای خبری این سناریوی کثیف برای فرانسه دارد قابل تصور نیست، در نیتجه نشستن و خیال کردن اینکه اینها ضربه خوردند پس ما خوشحال باشیم یک ساده انگاری بسیار کودکانه ای است . چنانکه فرض کنیم گروهی نیز در این رخدادها که قرار است از این پس برای اهدافی که که گفته شد در کشورهای غربی ادامه داشته باشد ،در آینده کشته شوند، آنان نیز مردمی بیگناه و قربانیهای جاه طلبی ها و زیاده خواهیها و برنامه های پلید سیاستمداران خودفروخته خود هستند و همانند ما قربانی پتیارگیهای بازی سازان جهانی شده اند و درست نیست که ما کشته شدن و تباه شدن را حق آنان بدانیم و برای چنین رخدادهایی ابراز شادمانی کنیم و احساس کنیم دست طبیعت دارد انتقام ما را از آنها میگیرد. چراکه نخست آنان که کشته شوند از بیگناهان و قربانیان هستند و هیچگاه آن بازیسان و طراحان نخواهند بود و دوم نتیجه این حوادث برای ما شوم تر و به مراتب وحشتناکتر و زیانبار تر خواهد بود. همانگونه که در ١١ سپتامبر ٢٠٠١ گروهی مردم بیگناه کشته شدند که شمارشان را