وجه مشترکِ بهمن فرمان‌آرا با بهرام مشیری

بهمن فرمان‌آرا با انتشار یادداشتی در روزنامه شرق به دفاع جانانه از اصغر فرهادی پرداخت. بهرام مشیری نیز در دو برنامه اخیرش دفاع تمام قدی از اصغر فرهادی کرد.

وجه مشترک هردو اینکه منتقدین را به حسادت متهم کردند! فرمان‌آرا منتقدین را یک عده تنگ نظر و اعتراض ها را "شرارت حاسدان" نامید!

و بهرام مشیری نيز مخالفان از جمله آقای پرویز صیاد را متهم به حسادت کرده! اظهارات جناب آقای فرمان آرا را که به همراه حداد عادل روزی در رکاب فرح پهلوی بود و اکنون در رکاب خط امامی ها، در یادشتی جداگانه بررسی‌ خواهیم نمود!

اما در ارتباط با سخنان توهین آمیز بهرام مشیری! آیا انتقاد‌های ایشان از استبداد محمدرضا شاه پهلوی، رضا شاه و مطرح كردن اتهامات جنسى در مورد ارتشيان آنطور که ایشان ادعا میکند از روی خیر خواهی‌ و مردم دوستی‌ است یا حسادت و کینه شخصی‌؟

پرویز صیاد گفته بود: واقعاً جا نداشت از بغضِ معاویۀ ترامپ، زیرِ بیرقِ علی خامنه‌ای رفتن! هر جوری هست میخوان انقلابِ اسلامی را نگه دارن، شاید به دلیلِ اینکه از همۀ انقلابهای تاریخ فاسدترَه، و از فاسدِ پولدار هم میتوان باجِ بیشتر گرفت!

بر اساس همين منطقِ آقايان مشيرى و فرمان آرا، هيچكس حق انتقاد از « محمد رضا گلزار» و دفاع جانانه او از «مدافعان حرم» و جنگ در سوريه ندارد، چرا كه قطعا به تنگ نظرى و حسادت به موفقیتِ اين هنرپيشه سینمای جمهوری اسلامی و بالیوود متهم خواهد شد! ( سخنان محمدرضا گلزار را مقایسه کنید با سخنان علی‌ خامنه ای که گفته بود: اگر در سوریه نجنگیم، باید در کرمانشاه، همدان و استانهای دیگر ایران بجنگیم)

و يا وقتى از عملكرد «حداد عادل» در فرهنگستان زبان انتقاد ميشود آیا «شرارت حاسدان» محسوب خواهد شد نسبت به ثروت مجتبى خامنه اى و پدرش ؟ ؟ ؟

بهرام مشيرى نيز همانند مجتبى واحدى از نام زنده ياد سعيدى سيرجانى سو استفاده كرده و اين «اديب، پژوهشگر و منتقد جمهورى اسلامى» و يك انسان فرهيخته و آزاد انديش را با مقايسه ميكند با اصغر فرهادى و ميگويد وقتى سيرجانى هم به لوس آنجلس آمده بود عده اى تنگ نظر از او انتقاد ميكردند! «سید مجتبی‌ واحدی» پسر حجت‌الاسلام سيد جواد واحدی، عضو هيئت مؤسس گروه تروریستی «فدائیان اسلام» هم پس از انتشار «خبر مرگ اكبر رفسنجانى» او را يك قربانى در رديف «سعيدى سيرجانى» معرفى كرده بود!

البته بر اساس منطق «پروفسور فیروز نادری» وقتی‌ از فضا به این جریانات نگاه می‌کنیم، مرزی بین «قاتل و مقتول» و بین «تروریست و قربانی» نیست!

آيا آقايان فرمان آرا و مشيرى ميتوانند به ما بگويند نوشته «سايه سعيدى دختر زنده ياد على اكبر سعيدى سيرجانى» در انتقاد از "جوايز كاملا مشكوك" با سرمایه‌گذاری سپاه و خواهر امیر قطر روی فیلم اصغر فرهادی، هم از روى تنگ نظرى و حسادت بوده؟

آيا همپياله شدن «بهمن فرمان آرا» با «پدر زن مجتبى خامنه اى» و سيد محمد خاتمى» منفعت بيشترى دارد يا افشاى همدستى و نقش «سيد محمد خاتمى» در سركوب انديشمندان توسط سايه سعیدی سيرجانى؟

سایه سعیدی سیرجانی اولین نفری بود که به چالش «نظر خود را بیان کنید» پیوست و در زیر ویدیو نوشت: "یاد شعارِ استقلال و آزادی افتادم که در آخر با جمهور اسلام تمام شد: یعنی استقلال کشک، آزادی کشک. کمپانی های خارجی انواع و اقسام "نماینده" و "دلال" داشته اند برای بازارِ هشتاد میلیونی که "ساکت" نگاه داشته شده اند. کسی پرسید این برجام، چه اجناس بنجلی را وارد می کند و چه ضربه ای بر تولید داخلی می زند؟ قطرِ یارِ جانی خاندانِ آلِ سعود، چطور می شود یکباره به فکر اسکار آوردن برای جمهوری اسلامی می شود؟ در قبالِ چه مالِ مردم خوردنی؟ انوشه انصاری، نایاک، نمازی خواه، دلالان اسلحه، مجتبی خامنه ای، اموال بنیاد پهلوی مستضعفان شده، یونایتد فور ایران و و و همه در یک پرانتز مشترکند: پولِ نابِ قرارداد بستن برای "اِسارت و نابودی ملت". در یک کلام: ملتی که استقلال اقتصادی ندارد یعنی نداند درآمد و بودجه اش صرف چه می شود و از کجا می آید، ملتی که نداند قرارداد، معامله نیست مادامی که دو طرف در یک سطح باشند: از لحاظ قوانین نظارت و برنامه ریزی؛ هیچ ندارد و نخواهد داشت فقط دلخوش است به "اسلام خدمت کرده" و طلا و پولش را به آستان البته قدسیون می ریزد، یا فرنگ نشینانش با ذوقِ جایزه چشم و گوششان کر و کور می شود."

و در مصاحبه‌ای دیگر سایه سعیدی سیرجانی در رابطه با قتل پدرش می‌گوید: شخص آقای خاتمی و چند نفر دیگر، با کت و شلوار آمدند دم خانه برای دستگیری پدر…آقای خاتمی از پیکان پیاده شدند و به پدر گفتند که می خواهیم چند کلمه صحبت کنیم. پدرم به زمین تف انداخت و به من گفت: او را شناختی؟! آقای خاتمی دروغ می گوید که گروهی خودسر، قتل‌های زنجیره‌ای را انجام دادند. همه نهادهای اطلاعات، ارشاد و … دست اندرکار قتل‌های زنجیره‌ای بودند.

و در مصاحبه‌ای دیگر سایه سعیدی سیرجانی در رابطه با قتل پدرش می‌گوید: شخص آقای خاتمی و چند نفر دیگر، با کت و شلوار آمدند دم خانه برای دستگیری پدر…آقای خاتمی از پیکان پیاده شدند و به پدر گفتند که می خواهیم چند کلمه صحبت کنیم. پدرم به زمین تف انداخت و به من گفت: او را شناختی؟! آقای خاتمی دروغ می گوید که گروهی خودسر، قتل‌های زنجیره‌ای را انجام دادند. همه نهادهای اطلاعات، ارشاد و … دست اندرکار قتل‌های زنجیره‌ای بودند.

آيا «پرويز صياد» كه با به خطر انداختن جان خود سالها عمر خود را صرفِ افشاى «فاجعه سينما ركس» كرده نمى توانست همانند «جناب بهمن فرمان آرا» كلاه شاپو بر سر گذاشته با قدرت بماند و از منافع سرشار اقتصادى، كارخانه، زمين در فرمانيه، ... بهره مند شود؟

آیا بصیر نصیبی هم که بسیاری از اعضای خانواده او توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند یک فرد حسود است که نوشته: در این میان، ما جمعی محدود بودیم که فریاد زدیم :«اگر غرب صدها جایزه و امتیاز و مجسمه دیگر هم اهدا کند، تا وقتی که ما یک نظام داعشی، تروریست، غیرانسانی و مافیایی را تحمل میکنیم، اینگونه افتخاراتْ قلابی و پوشالیست؛ و با همان سرعتی که به دست آمده از دست میرود!» اگر نظر آنها که به «جوایز سیاسی» افتخار میکردند درست بود؛ و اگر این جوایز توانسته بود تاثیری ماندگار داشته باشد که قاعدتا اتباع ایرانی نباید در همان لیستی قرار میگرفتند که سومالی، سودان، عراق، لیبی و سوریه قرار گرفته اند!

مگر«پاول یوزف گوبلز» وزیر رایش و از نزدیک‌ترین دوستان و همکاران آدولف هیتلر تلاش نميكرد تا هنر تاتر و نمايش، فيلم، شاخه‌های رسانه‌های عمومی، ادبيات، هنرهاى زيبا، موسيقى را در اختیار گیرد و مردم را پشت هیتلر و دولت نازی ها جمع کند؟

دقیقا همان وظیفه ای که «سید محمد خاتمی» در زمان ولایت فقیه خمینی و خامنه ای به عهده داشته است! آیا امروزه کسی‌ به خودش اجازه میدهد تا انتقاد از دستگاه تبلیغاتی هیتلر را، «حسادت و تنگ نظری» بنامد؟

اتفاقا دانشمندان هوا و فضا هم بودند كه با نازى ها همكارى ميكردند و بعدها به استخدام ناسا در آمدند يكى از آنها نامش «آرتور رودلف» بود.

یکی از مهم‌ترین حوادث سال ۱۳۵۷ که در افزایش خشمگین عمومی و تسریع شورش بر علیه رژیم پهلوی نقش موثر داشت به آتش کشیدن «سینما رکس آبادان و ۳۰ سینمای» دیگر بود! شورشیان سال ۵۷ را سال سینما سوزی نامگذاری کردند!

خمینی در پیامی آن را توطئه ای از سوی رژیم شاه برای مخدوش کردن نهضت اسلامی ایران دانست!

اما آیت‌الله لاهوتی در سال ۱۳۵۸ در مصاحبه با کیهان گفت: حاج احمد خمینی به دلیل علاقه شدیدش به واژگونی رژیم سابق و برای اینکه به رژیم بفهماند روحانیت زنده است، دستور انفجار سینمای قم را صادر کرد.

شیخ علی‌ تهرانی‌ نیز سالها بعد اعتراف کرده : قبل ازپیروزی انقلاب، روزی که خبررسید سینما رکس آبادان را به آتش کشیده اند ودهها نفریکجا سوخته وذغال شده اند، من و نوری همدانی وجمعی دیگردرمحفلی نشسته بودیم. زهراین خبرکه به جان مجلس نشست، نوری همدانی سرش را به من نزدیک کرد و دم گوشم گفت: این کارِ ما بوده. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون بما خبررسیده بود که خوزستان ساکت است و با انقلاب همراه نیست وکارکنان صنعت نفت نیزبه اعتصابیون نپیوسته اند. ما باید هم مردم را وهم کارکنان شرکت نفت را تحریک می کردیم.

در جریان آتش گرفتن رایشستاگ (مجلس ملی) هیتلر توانست بزرگترین رقیب خود را از صحنه خارج کند و این اولین قدم برای تک حزبی کردن آلمان بود. در ماه مارس ۱۹۳۳ حزب نازی توانست قانونی را در مجلس تصویب کند که به موجب آن اختیارات بالایی به صدراعظم داده می‌شد تا در طول ۴ سال قانون اساسی آلمان اصلاح شود، این فرصت چهار ساله اجازه می‌داد برنامه‌های حزب نازی به خوبی و به صورت کامل اجرا شود احزاب دیگر در مجلس ملی آلمان مخالف این قانون بودند و پس از مخالفت یک به یک از صحنه سیاسی آلمان حذف می‌شدند تا اینکه در ۱۴ ژوئیه ۱۹۳۳ آلمان رسماً یک کشور تک حزبی اعلام شد.

در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ چالش «نظر خود را بیان کنید» را آغاز کردیم. در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ از«فیروز نادری»، موج سواری به نام «جعفر پناهی» که بارها خیانتش به فعالین سیاسی ثابت شده و بسیاری از چهره‌های دیگردرخواست نمودیم ویدئویی افشاگرانه را تماشا و نظر خود را بیان کنند. هیچ کدام از چهره‌های طرفدار اصغر فرهادی تا کنون نظر خود را در رابطه با آن ویدئوی زیر بیان نکردند. اما اعضای نایاک در روز‌های گذشته پروپاگاندای جدیدی را با حضور فیروز نادری تحت عنوان "چالش جهانی‌ نوروز" آغاز کردند!

از بهرام مشیری، بهمن فرمان آرا و بهرام بیضایی نیز دعوت کردیم به این چالش پیوسته و نظر خود را بیان کنند.

جهت تماشای ویدیو میتوانید به این لینک مراجعه نمایید.

خبر‌های ویژه
Recent Posts
Archive
Search By Tags
Follow Us
  • Facebook Basic Square
  • Twitter Basic Square
  • Google+ Basic Square