پاسخ کارشناسانه به سفسطه‌های جواد ظریف

جواد ظریف وزیر امور خارجه دولت روحانی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی حضور پیدا کرد و سعی کرد با لودگی قضیه ایران فروشیرا رفع و رجوع کند:

«یک تصور اشتباهی بین برخی وجود دارد که سهم ایران از دریای خزر ۵۰ درصد است. تصور کنید که ما باید یک کله قند بکشیم تا برسیم به آب‌های داخلی روسیه. شرکت آقای ترامپ هم بیاد آسفالت کنه یا دیوار کنه! نمیدونم هرکدوم از اینها ...

اما واقعیت این است که ۵۰ درصد رو همه معتقد هستند وجود نداشته!

آیا ۵۰٪ دریاچهٔ کاسپین متعلق به ایران است؟

شاپور سورنپهلاو باستانشناس و ایرانشناس در این رابطه با ذکر منابع توضیح مفصلی داده است که در ادامه میتوانید بخوانید:

درمورد پنجاه درصد مالکیت ایران، در هیچکدام از این پیمان نامه ها اشاره ای بدان نشده است و ادعای رژیم کاملاً درست می باشد. ولی مسالهٔ قابل تامل و حقیقتی که رژیم آن را آشکار نمی سازد و شوربختانه از نظر کارشناسان پنهان مانده، اینست که کاسپین یک "دریاچه" است و در حقوق بین الملل "ملک و آب مشاع" و مانند "دریا" قابل تقسیم بندی نیست. بنابرین چون دریاچه است نیز در پیمان ها نیازی نبوده است که "مالکیت پنجاه درصدی" آن ذکر شود، در عوض آن "حاکمیت مشاع" (مالکیت مشترک یا shared ownership) ایران و "مشارکت در تصمیم گیری" میان طرفین (ایران و شوروی) در دریاچهٔ کاسپین، در همه پیمان ها قید شده است.[[۳]] بگفته ای دیگر، با آنکه این مدارک تاریخی به مالکیت پنجاه درصدی ایران اشاره ای نمی کنند (زیرا که یک دریاچه است)، ولی "مالکیت مشترک" و شراکت مساوی با شوروی پیشین را توجیه، تائید و ثبت می کنند.

رژیم ایرانفروش نوقاجاریه و پیمان ننگین "کاسپین چای" (خزرچای)

روز ۲۱ امرداد، در نشستی به نام "کنوانسیونِ وضعیت حقوقی دریاچهٔ کاسپین" که در شهر آکتائو در کشور نوپای قزاقستان برگزار شد، رژیم ایرانفروش روضه خوانان به شیوهٔ اسلاف خود (رژیم قجرها) پیمان ننگین دیگری را بست که نامی برازنده تر از "پیمان کاسپین چای" (یا "خزرچای" با آنکه خزر نام نادرستیست) برایش نمی توان ساخت.

در هر روی، رژیم اسلامی چند روز گذشته مدعی شده است که ایران صاحب پنجاه درصد سهم در دریاچه کاسپین نبوده و یک دروغ ساخت اپوزیسیون های مخالف رژیم است.

آیا ۵۰٪ دریاچهٔ کاسپین متعلق به ایران است؟ پس از انقلاب سرخ در روسیه و بپاسازی اتحاد جمهوری شوری، برخی از قرادادهای گذشته استعماری که میان قاجارها و روسیه تزاری امضا شده بود را دولت بلشویک یکجانبه لغو نمود، از جمله ممنوعیت کشتیرانی ایران در دریاچهٔ کاسپین که در پیمان ننگین ترکمانچای قید شده بود. افزون بر آن چهار پیمان دوستانه در سال های ۱۹۲۱، ۱۹۳۵، ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی میان دو کشور بسته شد که به ایران حق کشتیرانی با اهتراز پرچم خود، ماهیگیری تا ۱۵ مایل دریایی (۲۷.۷۸ کیلومتر خاکی) کرانه شوروی پیشین (و بالعکس) داده شد. ولی درمورد پنجاه درصد مالکیت ایران، در هیچکدام از این پیمان نامه ها اشاره ای بدان نشده است و ادعای رژیم کاملاً درست می باشد.[[۱]]

ولی مسالهٔ قابل تامل و حقیقتی که رژیم آن را آشکار نمی سازد و شوربختانه از نظر کارشناسان پنهان مانده، اینست که کاسپین یک "دریاچه" است و در حقوق بین الملل "ملک و آب مشاع" و مانند "دریا" قابل تقسیم بندی نیست.[[۲]] بنابرین چون دریاچه است نیز در پیمان ها نیازی نبوده است که "مالکیت پنجاه درصدی" آن ذکر شود، در عوض آن "حاکمیت مشاع" (مالکیت مشترک یا shared ownership) ایران و "مشارکت در تصمیم گیری" میان طرفین (ایران و شوروی) در دریاچهٔ کاسپین، در همه پیمان ها قید شده است.[[۳]] بگفته ای دیگر، با آنکه این مدارک تاریخی به مالکیت پنجاه درصدی ایران اشاره ای نمی کنند (زیرا که یک دریاچه است)، ولی "مالکیت مشترک" و شراکت مساوی با شوروی پیشین را توجیه، تائید و ثبت می کنند و از آن روی هم می باشد که رجب ستاروویچ صفروف، رئیس 'مرکز پژوهشهای ایران معاصر در مسکو' و عضو پیشین هیئت کارشناسی روسیه در مذاکرات قزاقستان[[۴]] در گفتگو با بی بی سی اعلام کرده است:[[۵]]

"سال ۱۹۹۶ وقتی برقراری رژیم حقوقی دریای خزر شروع شد، ما کارشناسان انتظار داشتیم که ایران طبق قرارداد سال ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ درخواست ۵۰ درصد حق خودش را داشته باشد. اما در جلسه اول ایران گفت که دریای خزر باید برابر تقسیم شود. یعنی هر کسی ۲۰ درصد داشته باشد.این برای ما عجیب و غریب بود که ایران چطور از حقوق خودش گذشت می کند."

و افزود:

"قبل از قرارداد سال ۱۹۹۶، طبق قانون ایران اجازه داشت ۵۰ درصد داشته باشد یا حداقل برای سازش با ایران درصد خوبی را کارشناسان می خواستند برای ایران پیشنهاد دهند. بعد از تقسیم‌بندی‌ها و پروژه های جدیدی که پیش آمد، برای ایران ۱۳ درصد پیشنهاد شد که ایران قبول نکرد. به همین دلیل حدود ۲۰ سال این کنوانسیون نتوانست به توافق بین کشورها برسد."

همچنین، دریاچه بودن کاسپین در تاریخ معاصر ایران و پیش از کودتای انگلیسی-آمریکا ۵۷ یک امر شناخته و ثبت شده بوده است، چه درک و تعریف آن میان دو رژیم قاجری و روسیه تزاری و چه میان دوول شاهنشاهی و روسیه کمونیستی، که حتا در مدارس ایران و در دروس جغرافیایی به دانش آموزان ایرانی یاد داده می شد که "کاسپین/مازندران/خزر بزرگترین دریاچه جهان" است - و اکنون شوندی [:علتی] که رژیم اسلامی درباره اش سکوت می کند، بدان خاطرست که بایستی به ملت ایران پاسخگو باشد، که چرا زمانی که این کشورهای نوپای کرانه کاسپین، برای امر تقسیم بندی، دریاچه را به دریا تبدیل کردند، این رژیم کجا بود تا از آن جلوگیری و از منافع ایران دفاع کند؟

بنابرین، مشکل اساسی بر سر اینست که چهار رژیم در کرانه های کاسپین، ایران را در چهل سال گذشته بدون سرپرست و متولی و نگهبان یافته و غیررسمی آن "دریاچه" را مبدل به "دریا" یا حتا "شبه دریا"[[۶]] ساخته و درصدد تقسیم و ایجاد تملک بر آمده اند. در نتیجه، به خاطر ندانم کاری رژیم روضه خوانان (زیرا که کار روضه خوانان، روضه خوانیست نه کشورداری[[۷]])، اکنون ایرانیان را از "حقوق مالکیت مشاع" خود، به هر شیوه ای که رژیم می خواهد آن را ترجمه و تفسیر و با واژه های عربی بازی کند، عاری ساخته است؛ - بویژه آنکه روسیه و قزاقستان - قزاقستان و جمهوری بادکوبه و نیز ترکمنستان و جمهوری بادکوبه، با بستن قراردهای مرزی-دریایی میان کشورهای خود، کاسپین را تقسیم و مرزهای آبی برای خود برقرار کرده اند، که کشتی های ایران دیگر توان گذر از آنها بدون تجاوز به آب های آن کشورها را ندارد.[[۸]] نیز، با این پیمان و رفع "مالکیت مشاع" ایران، هر گونه خطری را از دو کنسرسیوم نفتی، یکی به رهبری شرکت نفت بریتانیا (BP) و دیگری شرکت نفت روسیه (Lukoil) که در دو میدان های نفت و گاز 'چراغ' و 'گونشلی' را دور خواهد ساخت، که از سال ۱۹۹۴ تا به امروز نگران آن بوده اند.[[۹]]

نیز بر خلاف ادعای جواد ظریف که در اعلامیه تفسیری مدعی شده است: "جمهوری اسلامی ایران مقررات و مفاد مربوطه قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و جمهوری سوسیالیست فدراتیو روسیه و هم چنین قرارداد ۱۹۴۰ بازرگانی و بحرپیمایی میان ایران و اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی را یادآوری و خاطرنشان می کند"، با بستن این پیمان، بر اساس ماده ۱۰۲ منشور سازمان ملل که در آن سازمان ثبت خواهد شد، پیمان های پیشین فسخ و غیر قابل ارجاع شده اند. البته اگر جمهوری اسلامی، پیش از تقسیم بستر و زیر بستر دریاچه کاسپین سرنگون و نظامی ملی و ایرانی که هم و غمش ایران باشد بر سرکار آید، می تواند بر اساس قوانین بین اللملی با بهره وری از اصل ۶۲ کنوانسیون وین ۱۹۶۹ در مورد حقوق پیمان ها (1969 Vienna Convention on the Law of Treaties)، با اعلام "تغییر اساسی وضعیت ها" (Fundamental Change of Circumstance) این پیمان ننگین را فسخ کند.[[۱۰]] ولی این حرکت مستلزم آن است که مردم ایران، تا پیش از رسیدن به نقطه قابل بازگشت، رژیم ایرانستیز روضه خوانان را سرنگون سازند.

"امروز نتیجه دیروز است!" رژیم روضه خوانان بخاطر عدم اگاهی نسبت به کشورداری و نیز عدم دور اندیشی، دو کشورهای نوپای کرانه های کاسپین را، بویژه جمهوری بادکوبه و ترکمنستان را همان روز نخست اعلام استقلالشان (در ۳۰ اوت ۱۹۹۱ ترسایی)، بدون در نظر گرفتن آینده و مصالح و منافع ایران و گفتگو و دریافت تعهدات به رسمیت شناخت و امروزی را پدید آورد که شاهدش می باشیم. بگذریم از آن که اکنون رژیم برای امر فرافکنی و دور ساختن افکار ملت ایران در مورد خیانت و ایرانفروشیشان، آغاز به روضه خوانی کرده است که در پی آن بوده تا پای آمریکا و اسرائیل را از دریاچهٔ مازندران قطع کند! آنهم زمانی که آمریکائی ها و شرکت های نفتی و نظامی جمهوری بادکوبه را در دستان خود داشته و حتا بادکوبه در نشست های ناتو شرکت می جوید و ترکمنستان و قزاقستان نیز از هم پیمانان آن دو کشور بشمار می روند و غیرممکن است که آن کشورها را ترک کنند. افزون بر آن، اسرائیلی ها (در حقیقت صهیونسیم جهانی) مانند همهٔ بیگانگان دشمن ایران و ایرانی می باشند و تا نابودی و تجزیه ایران هم خاموش نخواهند نشست، ولی جمهوری اسلامی وترساندن مردم از خطر اسرائیل مضحکانه است! زیرا اسرائیلی ها هم در سرنگونی نظام شاهنشاهی و بر سرکار آوردن خمینی نقش اساسی ایفا کرده بودند[[۱۱]] و هم در چهل سال گذشته نظام و سپاه سرکوبگر پاسداران، در پشت پرده در راستای اهداف اسرائیل و صهیونیست جهانی خدمت کرده اند و این تعزیه بازی ها و جنگ زرگری ها از سوی رژیم اسلامی تنها برای رد گم کردن دست و پا شده است.[[۱۲، ۱۳، ۱۴]] ولی، حتا اگر هم فرض محال را بر آن بگذاریم که رژیم اسلامی واسرائیل، دشمن یکدیگر بوده و این ادعای رژیم نیز درست می باشد، چه ضمانتی در اجرای آن وجود دارد؟ آیا در صورت نقض آن، ایران ِ آخوندزده توانایی تنبیه ترکمنستان و بادکوبه یا اسرائیل که نیرومندترین ارتش آسیای غربی است و یا آمریکای ابرقدرت شماره یک جهان را دارد؟

چرا "کاسپین چای"؟ امروز ایران یتیم و بی پناه برای حفظ و دفاع از حقوق خود در دریاچهٔ کاسپین بجز رویارویی با روسیه، با سه کشور نوپای دیگر در منطقه روبروست و شوربختانه این جریانات زمانی رخ می دهد که رژیم غوغاسالار مذهبی عاری از شعور و سواد سیاسی می باشد و ایران را به دوران قاجاریه و ورشکستگی اقتصادی، سیاسی و نظامی کشانده است. در نتیجه آن چهار کشور، بویژه روسیه که ابرقدرت شماره دو جهان است را در موقیعتی بسیار بالاتر و مستحکم تر از ایران قرار داده است، تا بر عکس ایران، هر آنچه که بدنبالش هستند را بدست آورند.

بنابرین، چون ایران اسلامی در موضعی بسیار خوار و ناتوانی قرار دارد، هر گونه پیمانی که بسته می شود بر علیه مصالح و منافع کشور است! ولی اگر رژیم کنونی، یک نظامی بود که نگران مصالح و منافع ایران می بود، آن را به زمانی موکول می ساخت، که کشور و ملت در وضعیت بهتری قرارد داشتند، چه از دید اقتصادی و سیاسی و چه نظامی است. ولی نقصان های اساسی که این پیمان چیست؟

۱ - هنوز بر اساس قوانین بین المللی، دریاچه کاسپین بعنوان دریا ثبت نشده است، ولی روسیه و قزاقستان با آنکه در پیمان، از کاسپین بعنوان "دریا" ذکر نکرده اند، با زیرکی از "دریاچه" خواندن کاسپین نیز خودداری ورزیده اند، زیرا که دریاچه بر عکس دریا دارای حقوق بین المللی متفاوت و قابل تقسیم بندی نیست؛[[۱۵]] (نیز نگا به تصویر سمت چپ)

۲ - بر اساس اصل ۱۱، ماده ۲، ناوهای جنگی روسیه به بهانه وضعیت اضطراری بدون اجازه ایران یا ارائه توضیحی حق ورود به آبهای ساحلی ایران را دارند، که در حقیقت نقض حاکمیت ملی ایران است.[[۱۶]] شگفت انگیز نیست که در متن فارسی که رژیم در رسانه های دولتی پخش کرده است، این بخش را حذف کرده است![[۱۷]]

۳ - با آنکه این پیمان "مربوط به رژیم حقوقی دریاچهٔ کاسپین"[[۱۸]] بوده و "تقسیم بستر و زیر بستر" به آینده موکول شده است(!)، ولی اینک که جمهوری اسلامی این پیمان را امضا کرده و "تقسیم بستر و زیر بستر" را موکول به آینده ساخته، رسماً تائید کرده است که کاسپین یک "دریا" است، نه "دریاچه". در نتیجه، این پیمان راه را برای مشروع سازی ادعاهای همسایگان ایران بویژه ترکمنستان و جمهوری بادکوبه در آینده و پایمال کردن حاکمیت ایران در جنوب کاسپین هموار ساخته است - و بدور دیده می شود که ایران حتا سهم نُه درصدی نصبیش گردد. بویژه آنکه شواهد نشان می دهد، جمهوری بادکوبه و ترکمنستان، بدون واکنش و اعتراض ایران، دو دهه است که برای خود مرز دریایی پدید آورده و منابع نفتی و گازی آن را به تاراج می برند (حتا در اوت سال ۲۰۰۱ زمانی که که ایران درصدد اکتشاف نفت در میدان نفتی البرز برآمد، جمهوری بادکوبه آن را تجاوز به حاکمیت ملی و آب های خود خواند). از این روی، بدون هیچ گمانی با وضعیت کنونی و این پیمان ننگین، زمینه تقسیم بخش جنوبی و از دست دادن حاکمیت سرزمینی-آبی ایران را بطور رسمی در آینده ای نه چندان دور فراهم ساخته است، که عملاً تجزیهٔ بخشی از ایران خواهد بود!

در هر روی، برنده اصلی این پیمان پوتین و روسیه است (که حتا می توان این پیمان را "پوتین چای" خواند!)، زیرا به دو هدف خود دست یافته است. نخست با امضای این پیمان و دریافت ضمانت مطمئن گشته است که قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری بادکوبه به پیمان نظامی ناتو نخواهند پیوست و در صورت نقض پیمان، آن سه کشور با رویارویی نظامی روسیه مواجه خواهند شد؛ - و سپس پوتین، از خط لوله انتقال گاز ترکمنستان به اروپا از طریق جمهوری بادکوبه جلوگیری کرده است، که گاز خود را همچنان به اروپا خواهد فروخت.

پایان سخن همانگونه که در بالا ذکر شد، در وهله نخست این نشست نمی بایستی برگزار و این پیمان نمی بایستی امضا می شد و اگر هم می شد، می بایستی بدون دخل و تصرف، حالت الحاقی و ادامه همان پیمان های گذشته میان ایران و شوروی پیشین می بود؛[[۱۹]] - بگفته ای دیگر، بدون دست زدن به مالکیت مشاع و تصمیم گیری های مشترک، کرانه های آبی اتحاد جماهیر شورروی پیشین (۸۱.۳٪ از کرانه های دریاچه[[۲۰]]) میان چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری بادکوبه تقسیم - و بخشی میانی دریاچه، میان ایران (۵۰٪) و آن چهار کشور (۵۰٪) تقسیم می شد، که نشده است و مسلماً پسامدهای وخیمی برای حاکمیت ایران درآن دریاچه را در پی خواهد داشت.

در هر روی، از رخدادن این مساله نبایستی شگفت زده شد، زیرا که رژیم اسلامی را در بیگانگان در سال ۵۷ برای همین منظور بر سرکار آوردند[[۲۱، ۲۲]] و تا ایرانستان سازی ایران هم از پلیدی و خیانت دست نخواهد کشید. ولی، مسالهٔ دردناک و غم انگیز، واکنش ضعیف ملت ایران نسبت به پایمال شدن حقوق کشورشان و خطر تجزیه آب های کاسپین از ایران در آینده است، که امیدست پیش از آنکه به نقطه غیرقابل برگشت رسیم، از خواب بیدار گشته و این رژیم ایرانستیز را سرنگون و بجایش یک نظام ایرانی، بر اساس هویت ملی، ارزشها، فرهنگ و تمدن ایرانی که پایبند به ایران "یک ملتی و تی مکیتی" باشد، بر سر کار آوریم - وگرنه "نوشدارو و مرگ سهراب خواهد بود".

فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد!

شاپور سورنپهلو روز ارد از ماه امرداد سال ۳۷۵۶ بهدینی ۱۲ اوت ۲۰۱۸ ترسایی

اصل نوشته در تارنوشت این نگارنده: https://goo.gl/ZHR9Fb

بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]: __________________________________

۱ - Mirfendereski, G., "A Diplomatic History of the Caspian Sea: Treaties, Diaries, and Other Stories", New York, Palgrave (2001).

۲ - Zimnitskaya, H., and Geldern, J., 'Is the Caspian Sea a sea; and why does it matter?', "Journal of Eurasian Studies", Vo II, Issue I, January 2011, pp.1-14

۳ - Clagett, Brice M., “Ownership of Seabed and Subsoil Resources in the Caspian Sea Under the Rules of International Law,” Caspian Crossroads Magazine, Volume I, issue III, Fall 1995.

۴ - http://www.safarov.ru

۵ - - https://www.youtube.com/watch?v=y1dPHa9BqJI

۶ - برای نخستین ابر قزاقستان در سال ۱۹۹۷ در سازمان ملل تلاش کرد تا عقیعت دریاچه کاسپین را بطور رسمی تبدیل به دریا کند: The Position of Kazakhstan on the Legal Status of the Caspian Sea’, 3 October 1997 (UN Doc. A/52/424)

۷ - سورنپهلو، شاپور، "کار هر بز نیست خرمن کوفتن - گاو نر می خواهد و مرد کهن: اداره مملکت کار آخوند و رمال و بقال چقال نیست" - goo.gl/sPVW86

۸ - Crandall, M. S., "Energy, Economics, and Politics in the Caspian Region: Dreams and Realities", Praeger Security International (2006), p.110-113

۹ - Englefield, E., "A Spider’s Web: Jurisdictional Problems in the Caspian Sea", IBRU Boundary and Security Bulletin Autumn 1995, pp.30-33

۱۰ - Aust, A., "Vienna Convention on the Law of Treaties (1969)", Oxford Public International Law Online: http://opil.ouplaw.com/…/9780199231…/law-9780199231690-e1498

۱۱ - به مقاله دکتر کاوه احمدی علی آبادی تحت عنوان "چرا و چگونه موساد، شاه را سرنگون كرد"، مراجعه شود: http://www.iranglobal.info/node/6909

۱۲ - سورنپهلو، شاپور، "رژیم روضه خوانان در خدمت اهداف صهیونیسم جهانی: از به رسمیت شناختن غیررسمی اسرائیل تا همکاری همه جانبه پنهانی!" - goo.gl/CxrLeb

۱۳ - سورنپهلو، شاپور، "رابطه میمون های جیغ کش با سپاه پاسداران و پیام موشکی به زبان عبری!" - goo.gl/nn4J1F

۱۴ - سورنپهلو، شاپور، "از 'فخرفروشی امپراتور آتاهوالپا' تا 'صاعقه‌های رجزخوانی' پاسدار جعفری!" - goo.gl/CeTb8P

۱۵ - Janusz, B., "The Caspian Sea Legal Status and Regime Problems", Stiftung Wissenschaft und Politik, Berlin (2005), pp3-5

۱۶ - http://en.kremlin.ru/supplement/5328

۱۷ - goo.gl/reA9La

۱۸ - goo.gl/HmHVyZ

۱۹ - در سال ۱۸۲۱ ترسایی و پس از فروپاشی امپراتوری اسپانیا، دیوان بین‌المللی دادگستری، به همین شیوه خلیج فونسکا (Gulf of Fonseca) را میان السالوادور، نیکاراگوئه و هندوراس (بجز یک محدود سه مایلی در کرانه های خاک سه کشور) بصورت ملک و آب مشاع، منابع بستری و زیر بستری را به یکسان بصورت کنسرسیوم بخشبندی کرد، که ایران با توجه به قراردهای گذشته می توانست مدعی سهم پنجاه درصدی خود می شد، زیرا این شوروری بوده است که تجزیه شده است نه ایران!

۲۰ - ۱۸.۷٪ (۵۹۱ کیلومتر) از کرانه (نوار مرزی آبی) دریاچه مازندران متعلق به ایران و در آن تغییری رخ نداده است، ولی آن ۸۱.۳٪ مرز آبی اتحاد جماهیر شوری امروز میان روسیه ۱۸.۵٪ (۵۸۳ کیلومتر)، ج. بادکوبه ۱۵.۲٪ (۴۷۹ کیلومتر)، قزاقستان ۳۰.۸٪ (۹۴۵ کیلومتر)، ترکمنستان ۱۶.۸٪ (۵۲۸ کیلومتر، باضافه خلیج خلیج قره ‌بغاز) تقسیم شده است.

۲۱ - سورنپهلو، شاپور "آخوند، غرب و صهیونیسم: "اتحادیه مثلث شیطانی" برای تجزیه ایران" - goo.gl/TQAiwF

۲۲ - سورنپهلو، شاپور "برنارد لوئیس، طراح تجزیه ایران، پدرخوانده بنیادگرایی اسلامی، سازنده ولایت فقیه و پدرمعنوی جمهوری اسلامی را بشناسید" - goo.gl/FUi9ow

#کاسپین_چای #کاسپین #خزرچای #پوتین_چای

خبر‌های ویژه
Recent Posts
Archive
Search By Tags
Follow Us
  • Facebook Basic Square
  • Twitter Basic Square
  • Google+ Basic Square