top of page

مانیفست فرهنگی سپیده‌دم برای سال نوی میلادی 

  • Writer: Soheil Parhizi
    Soheil Parhizi
  • Jan 1
  • 8 min read

مانیفست پادشاهی‌خواهی سپیده‌دم

یک دعوت فرهنگی به بازگشت به ایرانشهری – در سال نو ۲۰۲۶


هم میهنان و همراهان گرامی،

پس از وقفه‌ای طولانی، ما – تیم سپیده‌دم – تصمیم گرفتیم در یکی از سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، فعالیت سایت را از سر بگیریم.باور داریم که امروز بیش از همیشه نیاز به صدای منطقی، متین و فرهنگی پادشاهی‌خواهی احساس می‌شود؛ صدایی که مردم را به بازگشت به ریشه‌های اصیل ایرانی و اندیشه ایرانشهری دعوت کند.

در این سال نو، شادباش می‌گوییم به همه ایرانیان – در داخل و خارج از کشور – و امیدواریم سالی پر از نور، بیداری و پیروزی برای ایران عزیز باشد.

برای آغاز دوباره در این سال نو، مطلبی انتخاب کرده‌ایم که به نظرمان بهترین پیام ممکن است:

فحاشی در فضای مجازی: بزرگ‌ترین آسیب به جنبش پادشاهی‌خواهی

یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های فضای مجازی ایران، تبدیل شدن گفت‌وگوهای سیاسی به میدان فحاشی و توهین است. این پدیده نه تنها بحث را بی‌ثمر می‌کند، بلکه اعتبار افراد و حتی یک اندیشه والا را زیر سؤال می‌برد.

به عنوان یک پادشاهی‌خواه، باور دارم که فحاشی از سوی کسانی که خود را سلطنت‌طلب معرفی می‌کنند، بیش از هر چیز به اعتبار اندیشه پادشاهی‌خواهی ضربه می‌زند. این اندیشه، میراث‌دار فرهنگ ناب ایرانی است؛ فرهنگی که از کوروش بزرگ و منشور حقوق بشرش، از زرتشت و اوستا، از فردوسی و شاهنامه، از سعدی و گلستان و بوستان، از حافظ و دیوان غزلیات، از خیام و رباعیات، از نظامی و خسرو و شیرین تا مولانا و مثنوی سرچشمه می‌گیرد. فرهنگی که بر پایه ادب، بلاغت، متانت و گفتار نیکو بنا شده است. وقتی یک پادشاهی‌خواه با کلمات رکیک و دشنام به مخالفان پاسخ می‌دهد، در واقع نه تنها خودش، بلکه این میراث گران‌بها را تحقیر می‌کند و آن را در ذهن مردم به سطح یک جریان خشن و بی‌ادب تنزل می‌دهد.

طرفداران واقعی پادشاهی‌خواهی، وقتی از این نهاد سخن می‌گویند، موضوع ستایش یک شخص خاص نیست؛ بلکه پاسداشت یک اندیشه و فرهنگ چندین هزار ساله است که ایران را به نماد تمدن، عدالت و انسانیت تبدیل کرده.

فحاشی کاملاً در تضاد با اصل جاودانه زرتشتی «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» است – اصلی که پایه اخلاق ایرانی را تشکیل می‌دهد و ما را به سوی رفتار متین و تأثیرگذار هدایت می‌کند.

البته پر واضح است که هدف از این نوشتار و تأکید بر ادب، مماشات با دشمن نیست؛ بلکه نگارش کلمات مبتنی بر استدلال و پرسیدن سوالات هوشمندانه، شمشیری بسیار برنده‌تر از کلماتی است که مستقیماً به آلت تناسلی اشاره دارد. حتی استفاده از استعاره‌های ظریف به جای چنین کلماتی، هوشمندانه‌تر و تأثیرگذارتر به نظر می‌رسد. فردوسی بزرگ تلاش کرد تا زبان پارسی را از گزند حمله‌های مختلف به ایران حفظ کند؛ این فرهنگ فحاشی نیز بخشی از هجمه به زبان و فرهنگ غنی ایرانی است.

یکی از اتهامات تکراری و نادرست به اندیشه پادشاهی‌خواهی، برچسب “نژادپرستی” است. این اتهام، در برابر منشور کوروش – نخستین اعلامیه حقوق بشر که آزادی ادیان و احترام به همه ملل را ترویج کرد – و بیت جاودانه سعدی که می‌گوید «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»، کاملاً بی‌اعتبار و متلاشی می‌شود. پادشاهی‌خواهی، دفاع از هویت فرهنگی و تمدنی ایران است، نه برتری نژادی – و دقیقاً بر پایه انسانیت مشترک و عدالت جهانی بنا شده است.

البته ما نژادپرست نیستیم و دموکراسی نیز موضوعی پذیرفته‌شده و قابل احترام است. اما این به معنای آن نیست که در برابر دشمن و پلیدی‌ها ساکت می‌مانیم یا مرزبندی‌های فکری، سیاسی و جغرافیایی را نادیده می‌گیریم – بر خلاف تفکر گلوبالیستی که می‌کاهد از هویت‌ها. منشور کوروش خود بهترین گواه است: با تأکید بر اصول انسانی، آزادی مذهب، برابری، پایان بردگی و احترام به فرهنگ‌های مختلف، نماد مدارا و عدالت است. اما مرزبندی واقعی آنجاست که در برابر کسانی که ظاهراً هم‌عقیده نشان می‌دهند اما در باطن خواهان نابودی تفکر و هویت ما هستند، قاطعانه می‌ایستیم. این تعادل، تضاد آشکاری با تفکر ماکیاولی دارد که هدف را وسیله را توجیه می‌کند و فریب را مجاز می‌شمارد.

برخی ممکن است این تعادل را تناقض بدانند: چگونه می‌توان همزمان متمدن و مرزدار بود؟ پاسخ ساده است: این دقیقاً بلوغ اندیشه ایرانشهری است. مدارا با انسان‌ها و فرهنگ‌ها، اما ایستادگی در برابر ایدئولوژی‌های مخرب و پلیدی؛ احترام به دیگران، اما حفظ هویت و مرزهای خود. تاریخ کوروش و سعدی نشان می‌دهد که این نه تنها ممکن، بلکه تنها راه پایدار برای یک تمدن بزرگ است.

اندیشه ایرانشهری بر پایه صداقت، شفافیت و راستگویی استوار است – دروغ و فریب در آن جایی ندارد. این در تضاد کامل با برخی ایدئولوژی‌ها است که با مفهوم تقیه، راه را برای پنهان‌کاری و دروغگویی در شرایط خاص باز می‌گذارند. این تفاوت، نه فقط در کلام، بلکه در کردار و اعتماد عمومی نیز خود را نشان می‌دهد.

بنا به دلایل تاریخی، بخش بزرگی از مردم ایران سال‌هاست با دو خوراک فکری اصلی تغذیه شده‌اند: اسلام‌گرایی و تفکر چپ (مارکسیستی) – همان چیزی که اعلی‌حضرت فقید، محمدرضا شاه پهلوی، آن را «ارتجاع سرخ و سیاه» نامیدند. این دو ایدئولوژی، هویت ایرانی را تضعیف کرده و مردم را از ریشه‌های فرهنگی خود دور ساخته‌اند.

آلترناتیوی که ما پادشاهی‌خواهان ارائه می‌دهیم، یک دعوت گرم و منطقی برای بازگشت به فرهنگ غنی ایرانی و اندیشه ایرانشهری است. ما می‌خواهیم مردم را از بند این دو ارتجاع رهایی بخشیم و به سوی هویتی جذب کنیم که هزاران سال پیش از اسلام و مارکسیسم، ایران را به یکی از درخشان‌ترین تمدن‌های تاریخ تبدیل کرده بود. پادشاهی‌خواهی نه یک نظام سیاسی صرف، بلکه یک پروژه فرهنگی عظیم برای احیای غرور ملی و هویت اصیل ایرانی است.

رسانه‌های جریان اصلی – از بی‌بی‌سی، دویچه‌وله، صدای آمریکا، رادیو فردا تا توانا و ایران اینترنشنال – که عمدتاً بر پایه تفکر چپ و اسلامی تولید محتوا می‌کنند، بسیار پرقدرت هستند و بودجه‌های کلان دارند. ما با بودجه‌های شخصی، عملاً توان مقابله مستقیم با چنین غول‌های رسانه‌ای نداریم، مگر با تکیه بر فرهنگ غنی ایرانی و سه اصل ساده «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» – که قوی‌ترین سلاح ما برای فتح قلب‌ها و ذهن‌هاست.

اما دقیقاً در این مسیر حساس است که فحاشی سیستماتیک وارد می‌شود. کسانی که با ادبیات رکیک و توهین‌آمیز خود را سلطنت‌طلب جا می‌زنند – چه نفوذی نیروهای امنیتی رژیم باشند و چه افرادی که ناخواسته در دام این بازی افتاده‌اند – عمداً و هدفمند تلاش می‌کنند مردم را از پادشاهی‌خواهی دور کنند. آن‌ها می‌خواهند نشان دهند که این جریان، خشن، بی‌فرهنگ و فاقد متانت است تا کسی جرات نزدیک شدن به آن را نداشته باشد.

رژیم از تاکتیک مشابهی در خیابان‌ها نیز استفاده می‌کند: نفوذی‌هایی با ظاهر “خودی” یا معترض وارد جمعیت می‌شوند تا با ایجاد خشونت و تلفات دوطرفه، اعتراضات مسالمت‌آمیز را متشنج کنند، اعتماد را بشکنند و مردم را متفرق سازند. این همان هدف فحاشی سیستماتیک در فضای مجازی است – تضعیف جنبش از داخل و مخدوش کردن چهره آن در ذهن مردم.

ممکن است عده‌ای در شرایطی که خیابان‌های ایران صحنه نبرد زنان و مردان آزادی‌خواه علیه یک حکومت ایران‌ستیز است، این سخنان را بیهوده قلداد کنند. اما برای ایرانیانی که در اروپا، آمریکا و دیگر اقصای نقاط دنیا زندگی می‌کنند و نمی‌توانند به ایران رفته و در کنار فرزندان این سرزمین بجنگند، پاسداری از زبان و فرهنگ ایرانی در فضای مجازی، یک وظیفه مقدس و مؤثر است. هم‌میهنان گرامی که از کشورمان ایران دور هستید، انرژی مثبت خود را روانه جوانان شجاع در ایران کنید – امیدواریم همه ما این کمترین هزینه را در راه آزادی بپردازیم.

من بارها تجربه کرده‌ام که در بحث با اصلاح‌طلبان، چپ‌ها یا جمهوری‌خواهان، وقتی با ادب و استدلال سخن می‌گویم، آن‌ها ترجیح می‌دهند بحث را به سمت یک حساب سلطنت‌طلب فحاش بکشانند. چون بحث با یک فرد مودب و منطقی برایشان سخت است؛ استدلال‌های او ممکن است مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. اما وقتی یک فحاش را مقابل خود داشته باشند، کارشان آسان می‌شود: کافی است بگویند «ببینید سلطنت‌طلب‌ها همین‌اند!» و تمام.


الگوهای ما در این مسیر

در این راه، الگوهای بزرگی پیش روی ماست که نشان دادند چگونه می‌توان با متانت و ادب، عمیق‌ترین انتقادها را مطرح کرد و قلب‌ها را تسخیر نمود – بدون اینکه شور و اشتیاق مبارزه را از دست داد، بلکه با قدرت فرهنگی بیشتر تقویت کرد:

  • کوروش بزرگ که با منشور مشهورش، آزادی ادیان، حقوق بشر و رفتار نیک با ملل شکست‌خورده را به جهان آموخت و بدون توهین، بزرگ‌ترین امپراتوری تاریخ را با عدالت و متانت اداره کرد.

  • زرتشت که با آموزه جاودانه «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک»، در برابر خرافه و تعصب ایستاد و پایه اخلاق ایرانی را گذاشت – با زیبایی کلام و بدون یک کلمه رکیک.

  • فردوسی که با شاهنامه، هویت ایرانی را از گزند فراموشی نجات داد و با زبان فاخر، تاریخ و فرهنگ را جاودانه کرد.

  • سعدی که در گلستان و بوستان، با نثر و نظم بی‌نظیر، اخلاق و ادب را به مردم آموخت و گفت:


    «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»


    سعدی حتی در نقد تند اجتماعی، هرگز به فحاشی و توهین روی نیاورد؛ بلکه با حکایت و طنز ظریف، درس انسانیت داد.

  • خیام که با رباعیاتش، در برابر خرافه و تعصب ایستاد و عمیق‌ترین پرسش‌های فلسفی را مطرح کرد، اما همیشه با متانت و زیبایی کلام. او که می‌گفت:


    «چون عهده نمی‌شود کسی فردا را / حالی خوش دار این دل شیدا را»


    یا در نقد ریاکاری مذهبی:


    «می نوش که عمر جاویدانی این است / خود حاصلت از دور جوانی این است»


    خیام با ادب و ظرافت، ارتجاع سیاه را به چالش کشید، بدون اینکه یک کلمه رکیک به کار ببرد.

  • اعلی‌حضرت محمدرضا شاه پهلوی که با متانت، دوراندیشی و ادب کلام، ایران را به سوی مدرنیته و شکوه هدایت کرد.

  • هنرمندانی چون زنده‌یاد فریدون فرخزاد که با شور و شعور، عشق به ایران و فرهنگش را در دل میلیون‌ها نفر زنده نگه داشت.

اینان نشان دادند که ادب و متانت نه تنها شور انقلابی را کم نمی‌کند، بلکه آن را قدرتمندتر و پایدارتر می‌سازد – چون بر پایه فرهنگ اصیل ایرانی استوار است و قلب‌ها را فتح می‌کند، نه اینکه با خشم لحظه‌ای، دشمنان را تقویت کند.

«وقتی دنیا را از حضور “فحاشان” پاک کنیم، تازه فضا برای ظهور زنان و مردانِ با خرد و با شهامتِ واقعی باز می‌شود.» این پاکسازی فضا، بسیاری از افراد هوشمند و با استعداد را که تاکنون از ورود به بحث‌ها دوری کرده‌اند، تشویق می‌کند تا بازگردند و با مشارکت خود، جنبش را غنی‌تر سازند.

راه‌حل چیست؟

  • پادشاهی‌خواهان واقعی باید الگوی ادب و متانت باشند. هر کلمه‌ای که می‌نویسیم، باید شایسته میراث فرهنگی ایران باشد.

  • تشخیص و افشای حساب‌های نفوذی و فحاش با آرامش اما قاطعیت.

  • تمرکز بر گفت‌وگوی منطقی و دعوت فرهنگی به ایرانشهری.

  • در گروه‌ها و کانال‌های پادشاهی‌خواهی، ممنوعیت مطلق فحاشی و کنار گذاشتن سریع متخلفان.

  • در صفحه سپیده‌دم، ما دسترسی چنین افرادی (فحاشان) را قاطعانه و بر اساس سطح فحاشی، قطع می‌کنیم – تا فضایی سالم، متمدنانه و شایسته فرهنگ ایرانی حفظ شود.

سیاست‌های جدید سپیده‌دم در برخورد با فحاشی

ما فحاشی را به سه دسته تقسیم می‌کنیم و بر اساس آن عمل خواهیم کرد:

  1. عده‌ای که در اثر عصبانیت لحظه‌ای و ناخودآگاه از کلمات رکیک استفاده می‌کنند: این افراد ابتدا تذکر خصوصی دریافت می‌کنند و در صورت تکرار، دسترسی‌شان قطع خواهد شد.

  2. عده‌ای که به صورت سیستماتیک و روزانه فحاشی می‌کنند: این گروه فوراً و بدون تذکر مسدود می‌شوند.

  3. عده‌ای که به تولید محتوای فحاشانه به صورت روزمره می‌پردازند یا با مقالات و پست‌های خود فحاشی را توجیه می‌کنند: با این گروه متفاوت برخورد خواهیم کرد – حساب‌ها و محتوای آن‌ها را به عموم معرفی و افشا می‌کنیم تا جامعه پادشاهی‌خواهی از وجودشان آگاه شود.

سخن پایانی

از سال ۲۰۰۹ تا کنون، سپیده‌دم کوشیده است تا با حفظ ادب، تکیه بر استدلال منطقی و دعوت فرهنگی، چراغی باشد در تاریکی. در این مسیر پر فراز و نشیب ۱۷ ساله، لغزش‌ها و خطاهایی هم داشتیم – از جمله اعتماد بیش از حد و تبلیغ برای برخی چهره‌هایی که خود را مدافع حقوق بشر و آزادی معرفی می‌کردند، اما بعدها مشخص شد که در عمل، مدارای گزینشی تبلیغ می‌کنند: مدارایی که در زمان خشم مردم علیه حکومت برجسته می‌شود، اما در برابر ظلم حکومت، سکوت یا فریبکاری اختیار می‌کنند.

اما امروز، با تجربه‌ای گران‌بها، مطالعه عمیق‌تر و استراتژی نوین، این چراغ را روشن‌تر از همیشه کرده‌ایم.

این مانیفست، نه آغاز و نه پایان، بلکه نوری است از فرهنگ اصیل ایرانی – نوری که هزاران سال روشن بوده و خواهد ماند. ما آن را در اختیار نسل امروز و نسل‌های آینده قرار می‌دهیم، تا هر کجا که لازم باشد، راه را روشن کند.

فرهنگ غنی ایران، با اصول جاودانه پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، خود منبع بی‌پایان این نور است. ما فقط نگهبانان لحظه‌ای آن بوده‌ایم.

از خوانندگان عزیز تقاضا می‌کنیم این متن و پیشنهادها را با نظرات و نقدهای سازنده خود غنی سازند – تا این نور، هر روز گسترده‌تر شود.

با امید به فردایی روشن برای ایران عزیز،تیم سپیده‌دم(سهیل پرهیزی – مدیر سایت)

اول ژانویه ۲۰۲۶ میلادی۲۵۳۵ شاهنشاهی

بیایید از امروز، در فضای مجازی نیز از تاریخ شاهنشاهی استفاده کنیم – یادآوری پیوستگی هزاران ساله تمدن ایران و اعلام جدایی از تقویم تحمیلی.

 
 
 

Comments


خبر‌های ویژه
Recent Posts
Archive
Search By Tags
Follow Us
  • Facebook Basic Square
  • Twitter Basic Square
  • Google+ Basic Square

Also Featured In

    Like what you read? Donate now and help us provide fresh news and analysis for our readers   

© 2017 by "Sepidedam.com"  Email: info@sepidedam.com

Switzerland

  • Facebook App Icon
  • Twitter Social Icon
  • Instagram Social Icon
  • Google+ App Icon
  • LinkedIn Social Icon
  • YouTube Social  Icon
bottom of page